
بسم الله الرحمن الرحیم
سالروز اربعین سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) را گرامی می داریم
تقدیم به روح مطهر حضرت سید الشهدا (ع) و روح مطهر حضرت فاطمه زهرا (س) و شهدای عزیزی که با اهدای جانشان جلوه ای از عظمت اسلام ناب محمدی (ص ) را به جهانیان نشان دادند.
قسم به هجرت و جهاد و شهادت و اسرار خون
سلام به کربلا ، سلام بر زمین داغ و سوزان کربلا ، سلام بر لاله های خونین کربلا ، سلام بر لبهای خشکیده ، سلام به طفلان گریان و هراسان شب یازدهم.
کدامین برگ دفتر عشق خونین کربلای حسین را ورق بزنیم تا تجلی حماسه های روح و روان مان را حیاتی تازه بخشد، کدامین صفحه از کتاب سرخ عاشورا و تاریخ کربلا را از نظر بگذرانیم تا تلالو و معجزه ها ، دیدگان جان مان را نور و صفا دهد؟
اربعین حسینی آیینه باز تابنده ی آن حماسه هاست ، مگر می توان در جای جای این دفتر خونین و تاریخ زرین جز حماسه و کرامت یافت ، هر قدم و هر عمل حسین بن علی (ع) و یاران او و وارثان راهش و پیام رسانان خونش ، حماسه ای ماندگار است ، امام حسین (ع) معلم حماسه و آموزگار سروری و اسوه خداجویی و شهادت طلبی است. کربلای او جلوه گاه حقیقت است و اربعین او بازگشایی همان کتاب جاوید که سطر سطرش بیدار گر و الهام بخش است .
در این سوگواری اربعین ، گذر چهل روز از یک حادثه و پاسداشت آن است تا در دفتر خاطره ها گرد فراموشی نگیرد و از یادها نرود .
اربعین و تکرار هرساله آن ، حکایت دیگری است از عشق و دلدادگی شیعیان ،چیزی که باید آن را در اراده بی پایان خدایی جست ، خدایی که در غم حسین (ع) چهل روز آسمان را به گریه واداشت ، چنانکه صادق آل رسول (ص) فرموده است : چهل روز گذشت ... در آن غروب خون آلود ، هنگامی که خنجر شقاوت ها و نامردیها ، گلوی آخرین مبارز را درید، آنگاه که زنان و فرزندان داغدیده در میان رقص شعله های آتش خیمه ها یشان به سوگ مردان در خون غلتیده خود نشسته بودند ، دشمن به جشن و سرور ایستاده ، خیابانها و کاخ ها را برای جشنها مهیا ساخت و به انتظار مان تا در میان دلهای چون پر خون اسیران به برپایی جشن تمسخر آمیز بپردازد ، اما زینب (س) این ستون پا برجای کاروان اسرا همه چیز را به گونه ای دیگر رقم زد به راستی چه کسی می داند چگونه زینب (س) باوجود سنگینی کوهی از مصیبت ها بر شانه ها یش ، بغض غم ها را فرو داد و قدم بر قله رفیع عزت و آزادگی گذاشت ، با سخنان حضرت زینب (س) کربلا به بلوغ رسید و خون شهدا جوشید و جوشید آن جویبار خونی که در غریبا نه ترین حالت ممکن بر زمین جاری شده بود، در اربعین حسینی ، رودی خروشان شد.
چهل روز بود که یزیدیان جز رسوایی و بدنامی چیزی ندیده بودند و بزم شادی شان آلوده شرم و ندامت شده بود . چهل روز بود که درخت اسلام ریشه در خون شهدا ، استوارتر و راسخ تر از همیشه به سوی فلک قد می کشید . چهل روز بود ...
زینب ای شیرازه ام الکتاب – ای به کام تو زبان بو تراب – در کلامت هیبت شیر خدا – در زبانت ذوالفقار مرتضی – زینب ای شمع تمام افروخته – یادگار خیمه های سوخته – باز گو از کربلای دردها – قصه نامردها و ، مردها – بازگو از کام خشک مشک ها – گریه ها و ، ناله ها و ، اشک ها – از فرات بی قراری های آب – رود رود و ، اشک باری های آب – باز گو از مجلس شوم یزید – وان تلاوت های قرآن مجید – باز گو آن سر پر خون و خاک – لاله رنگ و ، لاله فام و ، لاله گون – ماجرای آن گل خونین دهان – وان لب پر خون ز چوب خیزران – با دل تنگ تو ، این غمها چه کرد؟ - دردها و ، داغ ماتم ها چه کرد؟ - فاطمه گر تو علی را همسری – وز شرافت ، مصطفی را مادری – کار زینب هم گذشت از خواهری – کرد در حق برادر مادری – چون تو ، در دامن که دختر پرورد ؟ - کی صدف این گونه گوهر پرورد .
کوفه یک نقطه ی بیگانه از دین نبود ، کوفه همان جایی بود که امیر المومنین (ع) در بازار های آن راه می رفت ، تازیانه بر دوش می انداخت ، مردم را امر به معروف و نهی از منکر می کرد، فریاد تلاوت قرآن در آنااللیل و اطراف انهار از آن مسجد و آن تشکیلات بلند بود . این همان شهر بود که پس از گذشت سالیان نه چندان طولانی در بازارش و حرم امیر المومنین (ع) را به اسارت می گرداندند و ظرف بیست سال چه شد که به آن جا رسیدند ، آن جامعه را پیغمبر ساخته بود و بعد از چند سال به آن وضع دچار شد . ما باید بفهمیم چه بلایی بر سر جامعه آمد که حسین بن علی (ع) آقازاده اول دنیای اسلام و پسر خلیفه ی مسلمین ، پسر علی بن ابیطالب (ع) در همان شهری که که پدر بزرگوارش بر مسند خلافت می نشست سر برید ه اش گردانده شد و آب از آب تکان نخورد ، از همان شهر آدمهایی به کربلا آمدند ، او و اصحاب او را با لب تشنه به شهادت رساندند و حرم امیر المومنین (ع) را به اسارت گرفتند.
وقتی که معیار خدایی عوض شود ، هرکس که دنیا طلب تر است ، هرکس که برای بدست آوردن منافع شخصی زرنگ تر است ، هرکس که با صداقت و راستی بیگانه تر است بر سر کار می آید ، آن وقت نتیجه این می شود که اثال عمربن سعد ، شمر و عبیدالله بن زیاد به ریاست می رسند و کسی مثل حسین بن علی (ع) به مذبح می رود و در کربلا به شهادت می رسد .
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
ناصر ملکی – اربعین 1402
ما را در سایت شهدا و شهید مصطفی جهاندیده دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 26